یکشنبه, ۱۶ آذر , ۱۴۰۴ Sunday, 7 December , 2025 ساعت ×
  • آخرین اخبار

    سرمایه‌گذاری ۱۰۰ میلیارد تومانی بخش خصوصی بافق در صنعت تیلاپیا مانور سراسری زلزله در مدارس شهرستان بافق برگزار شد شفافیت مالی، سرمایه‌گذاری پایدار و رعایت حق‌الناس، مسیر توسعه شرکت و شهر بافق است از مسئولان می خواهم پیگیر تعیین متولی برای پهنه ی ریلی بافق باشند عضویت بافق در مجمع شهرهای تاریخی ایران تا کنون هیچ هدیه یا رشوه ای از کسی نگرفته ام /در طول دوره مسئولیت و نمایندگی سهام دار هیچ شرکتی نشده ام تکریم و معارفه فرمانده ناحیه مقاومت بسیج شهرستان بافق بحث واگذاری سه‌چاهون مطرح نیست / سیاست شرکت حفظ نیروی انسانی است زنگ خطر آموزش و پرورش بافق شنیده خواهد شد؟! بدهی‌های شرکت از ۴۸ همت به ۲۹ همت کاهش یافته است / تصمیم ما توسعه شرکت و تبدیل بافق از شهری معدنی به شهری صنعتی است ما موظف هستیم آن دسته از قنواتی که آبدهی دارند سرپا نگه داریم / کشاورزان در جریان قطع برق بسیار اذیت شدند آیین تکریم و معارفه معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی فرمانداری بافق برگزار شد نتایج ضعیف کنکور ، هشداری برای بافق لازم است مرکز تعمیرات لوکوموتیو بافق مورد توجه بیشتری قرار گیرد شرکت را به جایگاه اصلی خود بازمی گردانیم / توقف پروژه آهن اسفنجی صحت ندارد پایان دغدغه تامین خوراک در شرکت سنگ آهن مرکزی ایران – بافق بافق به پاس بزرگداشت وحشی بافقی ، سنگ تمام گذاشت دلایل قطع یارانه برخی افراد و شیوه اعتراض به این موضوع بیمارستان ۹۶ تختخوابی باید در موعد مقرر آماده بهره‌برداری شود با درخواست‌های صنایع فولاد، سنگ‌آهن و دیگر معادن در حوزه مسکن کارگری و صنعت‌شهر موافقت گردید کنگره بزرگداشت «وحشی بافقی» شاعر پرآوازه ایران دربافق برگزار می شود خوش بود گر محک تجربه آید به میان             تا سیه روی شود هر که در او غش باشد سنگ‌آهن مرکزی ایران , وشرکت فولاد بافق آغازگر ساخت مسکن کارگری در بافق شناسایی موقوفات، یکی از برنامه های اصلی اداره اوقاف و امور خیریه بافق است مانور زلزله تمام‌ عیار استانی در شهرستان بافق برگزار می شود / برای جلوگیری از نگرانی مردم، پیامک هشدار و اطلاع‌رسانی رسانه‌ای صورت می گیرد مدیران معادن در کنار فعالیت‌های معدنی، در جهت تقویت گردشگری و صنایع جوار خرمایی بافق نیز اقدام کنند. بهره برداری از معدن چاهگز به شرکت معدنی و صنعتی چادرملو و شرکت سنگ آهن مرکزی ایران سپرده شد ایجاد بخش مستقل سبزدشت و تکمیل راه‌های مواصلاتی در صدر اولویت ها قرار دارد هم‌افزایی میان بخش دولتی، خصوصی و مردمی، نویدبخش آینده‌ای روشن برای فرزندان این دیار است. افتتاح دو طرح خیری بهداشتی و درمانی در بافق در ۸ ماه اخیر میزان مساعدت به آموزش و پرورش قابل توجه بوده است / سفر آتی وزیر محترم بهداشت به بافق دستاوردهای خوبی خواهد داشت مواظب باشیم با دغدغه‌هایمان برای دین دغدغه نسازیم چرا نباید از حقوق دولتی ایمیدرو در شهر بافق هزینه شود؟ توصیه های مقام معظم رهبری در باره مساجد هدفمان ظهور بافق به عنوان یک قدرت نخیلاتی است / از نخل کاران برتر تجلیل خواهد شد یکی از مهم ترین برنامه های صندوق بازنشستگی فولاد، جذب فرزندان بازنشسته است خبرنگاران دقت کنند قبل از نقل خبر از صحت و سقم آن مطلع شوند / ان شاءالله سرنوشت مدارس کلنگ زده شده مثل سرنوشت بیمارستان نباشد! آیین تکریم و معارفه رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بافق بیمارستان بافق تا پایان بهمن ماه سال جاری به بهره‌برداری خواهد رسید. لزوم حمایت از فعالیت های مرکز تحقیقات ملی آبزیان آب‌های شور بافق / تبدیل استان یزد به هاب منطقه‌ای تیلاپیا در خاورمیانه، غرب آسیا و کشورهای اوراسیا با اعتبار اختصاص یافته، احداث باند دوم جاده بافق -زرند تسریع می یابد مشکلات مردم را از طریق فضای مجازی رصد می‌کنم / مشکل کمبود نیرو در آموزش و پرورش بافق ناشی از جذابیت های مالی معادن است خشکسالی گردشگری، وضعیت فعلی گردشگری بافق است دانشگاه آزاد اسلامی بافق آماده برگزاری مرحله دوم کنکور می باشد / ۷۴ درصدشرکت کنندگان خانم ها و ۲۶ درصد آقایان هستند جشنواره خرما از ۲۶ تا ۲۸ شهریورماه در پارک تفریحی آهنشهر برگزار می شود استفاده از آب لوله‌کشی برای فضای سبز تخلف است./ با مشترکان پر مصرف و انشعابات غیر مجاز در روستاها برخورد قانونی می شود آغاز عملیات تکمیل پادگان نظامی بافق در حال حاضر به ازای هر اشتراک در بافق، تنها یک متر مکعب ذخیره آب وجود دارد سگ گردانی مشمول مجازات‌های قانونی می‌شود / دستورالعمل جامع دادستانی یزد برای ممنوعیت سگ‌گردانی به روزهای طلایی خود بازخواهیم گشت. / کلنگ زنی پروژه کنستانتره سه چاهون و چغارت تا تیرماه

    خاطره ای از جانباز و آزاده سر افراز حاج حسین عسکریان
    28 مرداد 1402 - 15:37
    شناسه : 5940
    بازدید 486
    27
    به مناسبت سالروز ورود آزادگان ؛ حاج حسین عسکریان در سال 1364 در عملیات والفجر 8 به اسارت دشمن بعثی در آمد و پس از 5 سال تحمل سختی ها و شکنجه های مزدوران عراقی در تاریخ 1369/6/3 با افتخار به آغوش میهن بازگشت.
    نویسنده : خبرنگار پیشتاز بافق منبع : پایگاه خبری پیشتاز بافق
    پ
    پ

    وی خاطرات دوران اسارت را بی شمار دانست و به یکی از آنها اشاره نمود و گفت:

    بعد از بازجوئی در پادگان بصره ، ما را به (استخفارات ) سازمان اطلاعات و امنیت عراق بردند . در یک اتاق که حدودا چهار در شش با یک در آهنی و یک پنجره کوچک که عراقی ها از پشت آن پنجره ما را کنترل می کردند . اتاقی که هیچ کف پوشی نداشت جز سیمان و موزائیک .
    روزی یک بار برای دستشوئی رفتن در را باز می کردند آن هم فقط برای یک دقیقه و اگر دیر از دستشوئی بیرون می آمدیم با لگد چنان محکم به در می کوبیدند که بر اثر آن با سر و صورت به دیوار می‌خوردیم ، مخصوصا ما که مجروح بودیم و کسی باید همراه ما می آمد. در آنجا حتی کفش نداشتیم و مجبور بودیم با پای برهنه برویم.
    روزهای سختی بر بچه ها گذشت ، نزدیک به ۷۰ نفر از اسراء در یک سلول ۲۴ متری می بایست با هم باشیم . سالم و مجروح با هم بودیم ، جراحات و زخمها بعد از چند روز از اسارت موجب شده بود که بوی بدی سلول را فرا بگیرد و باعث آزار و اذیت بقیه شود ، عراقیها هم از این وضع ما نه تنها ناراحت نبودند بلکه بسیارخوشحال بودند . هر وقت می گفتیم کمی باند یا مواد شست و شو برای زخمها بدهید ، اجتناب می کردند و با توهین می گفتند حقتان همین است ،

    محل بازجوئی  اسرا پشت در زندان در سمت راست زیر یک بالکن بود که ، دو سه نفر از افسران روی صندلی می نشستند و بازجوئی می کردند
    قبل از اینکه بیرون برویم به ما می گفتند که باید برای افسران احترام بگذارید ( روش احترام هم این بود که وقتی نزدیک افسر می رسیم می بایست سرمان پایین و دو پایمان جفت باشد و به حالت خمیده پای راست را طوری به زمین بزنیم که صدای بلند آن را عراقی ها بشنوند و اجازه سربلند کردن به ما بدهند )

    در یکی از روزها که مرا برای بازجوئی به بیرون از سلول بردند .نگهبان مرا به مترجم نشان داد ، مترجم گفت : چرا خودت را راست نمی گیری ؟ گفتم مجروح هستم و کتفم شکسته و نمی توانم دست و کمرم را بالا نگه دارم .فرمانده نگاهی به نگهبان کرد و با اشاره گفت : بروید آن طرف . بعد به نگهبان دستور داد که از من احترام بگیرد ، که ببیندمی توانم انجام دهم یا نه .او به طرف من آمد برای مدتی دستش را زیر چانه من گذاشت و دست دیگرش را هم به پشتم و شروع به فشار دادن کرد . من هم از شدت درد گردن و کمر به خود می پیچیدم .
    هر قدر فشار را بیشتر می کرد درد من هم بیشتر می شد . تا اینکه از شدت درد فریاد زدم ( یا حسین ) و روی زمین افتادم . نگهبان با کابل چند ضربه به بدن و پاهایم زد و هر کار کرد نتوانست بلندم کند . در همین لحظه که پشت به زمین بودم و سرم به سمت بالا بود ، افسران را دیدم که بالای سرم جمع شده اند . یکی از آنها با دست اشاره کرد که بلند شو ، من بیهوش بودم و فقط با اشاره توانستم بگویم نمی توانم همین باعث شد آن عراقی یکدفعه چوب دستی خود را از زیر بغل بیرون آورد و در حالی که گوشم را گرفته بود چوب را محکم به سرم کوبید و پس از پرسیدن چند سوال که اصلا متوجه آنها نشدم مرا کشان کشان به سلول بردند .

    سایر اخبار

    ثبت دیدگاه

    دیدگاهها بسته است.